ایکاروس بال خورشید

ایکاروس! ایکاروس!چه عالی است این آگاهی که تو هنوز سقوط می کنی آیا می توانم به تو بپیوندم؟.

 
 
نویسنده : EAKAROS - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٩
 


 
comment نظرات ()
 
 
فرود در فراز
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

چه رازی

در چشمانت

پنهان داشت

 شب

که هر پگاه

با خیزش تو

خورشید با مکث

روی برمی کشد

در این ماه آتش خیز

***

پیشانی به مهر می بخشم

در سجده گاه تحملت

تا تابش نوری

از روزنه

رسوا کند گرده  ای

خالی از رنجت را 

 


 
comment نظرات ()
 
 
نقشهای متفاوت
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٢
 

کوبیسم

این اسم را لوئی واسل (منتقد هنری)به مسخره برروی یکی از بزگترین مکتبهای هنری جهان که موجب تحولی عظیم در جهان گشت گذاشت . او این اسم را از روی یکی از نقاشی های ژرژ براک که پر از مکعب های کوچک بود برداشت.

کوبیسو را به دو مرحله تقسیم می کنند:۱-کوبیسم تحلیلی ۲- کوبیسم ترکیبی

کوبیسم تحلیلی: که توجهی به رنگها نمی شد و تاکید بر روی فرایند جستجوی بصری در ویژگی های اساسی موضوعات آ تلیه ای به ویژه تصاویری از طبیعت بی جان می کند . هنرمند نقاشی اش را از زوایای مختلف می کشد (بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲).

کوبیسم ترکیبی : رنگها ظهور می یابد و هنر مند از کلاژ و بافتهای نا مقبول سطح تابلو اش را پر می کند.

کوبیسو رویکردی مثبت به هنر مدرن است .از یک سو به هنر پیش از یونان و از یک سو به آینده چشم دارد . کوبیسم را ابداع پیکاسو و ژرژ براک می دانند. آنها اشارات قرار دادی پرسپکتیو کوتاه نمایی و نقاشی از مدل را کنار گذاشتند و مصمم شدند که حجم و پیکره را در سطحی دو بعدی و بدون هیچ گونه ایجاد توهم بصری در خلق تصویری سه بعدی به نمایش بگذارند .لذا کوبیسم رویکردی آگاهانه است تا بصیرتی ناخوداگاه.

دو عامل بر ظهور کوبیسم تاثیر به سزایی داشت :

۱- تندیسهای آفریقایی ۲- و آثار متاخر سزان

کوبیسم موجب پدید آمدن سبکهای هنری بسیاری مثل فوتوریسم اورفیسم ورتی سیسم خلوص گرایی و سرچشمه اصلی هنر انتزاعی گشت .
از آنجا که در این سبک تاکید بیشتر بر نمایش ایده است تا نمایش واقعیت خود به یکی از بنیانهای گرایشات زیبایی شناختی سده بیستم بدل شد .
نقاشی های پابلو پیکاسو در سبک کوبیسم معروفترین آثار این سبک می باشند.


 
comment نظرات ()
 
 
نوایی از سرزمین مه آلود
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧
 

گری مور- GARY MOOR

 

به عقیده اغلب منتقدین او بهترین موسیقیدانی است که تا به حال از مجموعه جزایر انگلستان پای به عرصه هنر گذاشته است و در دوران کار حرفه ای خود که آغاز آن به سالهای 60 برمیگردد به جز چند مورد استثنا، تمام انواع موسیقی و سبکهای مختلف آنرا با چیره دستی آزموده و گروههایی چون Thin Lizzy، Colosseum II و Skid Row با حضور او به مراحل بالای شهرت و محبوبیت رسیده اند. آهنگ Still got the blues به نظر یکی از کارای فوق العاده از گری میتونه باشه یا آهنگ The Prophet که یکی از کارایه متفاوت گری مور که ریتم موزون ابتدایی و ریتم تند در بخش دوم آهنگ انزجار موزیک و اعتراضه اونو در ذهن تداعی می کنه که چطور می شه با موزیک بدون اینکه سخن گفت الزامات را به تصویر کشد .

 

گری مور در 4 آوریل سال 1952 در بلفاست ایرلند متولد شد و مانند بیشتر هم دوره هایش ابتدا با شنیدن صدای الویس پریسلی و بعدها توسط آثار گروه بیتلز با موسیقی راک اند رول آشنا شد و دیدن چهره هایی چون جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) و گروه جان مایال بلوز برکرز (John Mayall's Blues breakers) در میانه دهه 60 چشمان او را بر روی دنیای غنی بلوز گشود.

اما آنچه که استعداد نهفته مور را بیدار کرد دیدن هنر پیتر گرین (
Peter Green) در حال اجرای موسیقی و توانایی قابل ستایش او در نواختن گیتار بلوز بود و گری مور با استعداد، کمی بعد به عنوان یک نابغه موسیقی نوجوان شناخته شد. در واقع این گرین بود که برای پیشبرد کار حرفه ای مور از او پشتیبانی کرد و مور بعدها با آلبوم Blues For Greeny در سال 1995 به این پشتیبان بزرگ خود ادای دین کرد.

                             

در این زمان مور به دوبلین نقل مکان کرده بود و با فیل لینوت (Phil Lynott) آشنا شده بود که خواننده اولین گروه مطرح گری مور، گروه سه نفره Skid Row بود و تا مدت کوتاهی قبل از این که گروه در سال 1970 قراردادی با کمپانی CBS منعقد کنند با آنها همکاری میکرد. گری با اعضای گروه سه آلبوم تهیه کرد و همراه هنرمندان دیگر در تورهای The Allman Brothers Band و Mountain amongst others حضور یافتند. پس از آن گری برای دنبال کردن کار سولوی خود از گروه جدا شد اما طولی نکشید که مجددا به فیل لینوت پیوست و در گروه Thin Lizzy به جای اریک بل (Eric Bell) قرار گرفت. هرچند حضور او به عنوان یک جانشین در گروه کوتاه بود اما مور دوبار دیگر یکی پس از جدایی برایان روبرتسون (BrianRobertson) از گروه در سال 77 و دوباره در سال 78 برای تور Black Rose به تیم Thin Lizzy پیوست.

 

در 1979 با ترانه زیبای Parisienne Walkways کار سولوی گری مور به طور جدی آغاز شد. این ترانه شیوه قوی، خلاقانه و سرشار از مایه های بلوز مور را در نواختن گیتار اصلی نشان میدهد و با همراهی صدای پر حس و حال فیل لینوت به قدری ترکیبی عال شده بود که به فهرست Top Ten انگلستان راه پیدا کرد. آلبومی که پس از این ترانه به بازار آمد نیز با استقبال خوبی روبرو شد

 


 
comment نظرات ()
 
 
اسطوره ترمپت و سازهای بادی
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧
 

لوئیس آرمسترونگ Louis Armstrong  

 

در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد و موسیقیدانی بود که بیشترین تاثیر را در قرن بیستم بروی موسیقی بخصوص Jazz گذارد وتاریخ موسیقی Jazz تا کنون موسیقیدانی به این توانایی در دنیا بخود ندیده است. وی که به (Satchmo )ساچمو مخفف Satchel Mouth  معروف بود امروزه در رده بزرگان فلسفه، هنر، سیاستمداران و ... در مقام مقایسه آورده میشود. ظاهرا" در ایام نوجوانی ایشان با یک تپانچه اقدام به شلیک هوایی میکند و بعد یک پلیس دیوانه و عقده ای با پرونده سازی برای وی او را به یک پانسیون پسرانه در New Orelans تبعید میکند، جایی که پیش از اون Jazz در حال متولد شدن بوده، که این اتفاق برای خود louis و دنیای موسیقی بسیار خوش یمن بود.

او شانس می آورد و با شخصی بنام Peter Davis که یک معلم موسیقی خانگی هست آشنا میشود و از او  آواز خواندن و نواختن ترمپت و پرکاشن را یاد میگیرد. در ابتدا آدم فقیری بود و از راه خواندن ترانه در خیابان به امید بدست آوردن چند سکه زندگی روزمره خود رو میگذراند. در ۱۴ سالگی از دارالتادیب پسرانه آزاد میشود و به هر کار آبرومندانه ای دست میزند تا هزینه زندگیش را در بیاورد. او شانس این را داشت که شبها به Jazz بارها برود و با موسیقی Jazz آشنا شود. در ۱۷ سالگی بقدری در نواختن سازهای بادی مانند ترمپت مهارت پیدا میکند که اغلب گروه های Jazz خواهان همکاری او میشوند......

از حدود سال ۱۹۲۰ دیگر تحت عنوان یک ستاره سرشناس مطرح بوده و برای خودش گروهی بنام Hot Five داشت که بعد ها به Hot Seven تبدیل شد. او علاوه بر نواختن ترمپت بعنوان یکی از بنیان گذاران خوانندگی Jazz شناخته میشود. بخصوص با تکنیک های تغییر صدای خاصی که داشت (dirty vocal). صدای او مورد علاقه بسیاری از آهنگ سازان بزرگ Jazz مثل Cole Porter   بود.

آرمسترانگ بنیان گذار سبک خواند ترانه بنام Scat Jazz هست. ترانه هایی که بدون داشتن کلام با معنی بصورت ملودیک خوانده میشوند. که بعدها خواننده هایی مانند Ella Fitzgerald استاد scat jazz میشوند. ترانه بسیار زیبای What a wonderful world برای مدتها در رده بهترین ترانه در جدول قرارداشت . وی در سال ۱۹۷۱ بر اثر بیماری قلبی فوت میکند و در تشییع جنازه وی بیش از ۲۰ هزار نفر شرکت میکنند. 


 
comment نظرات ()
 
 
سینمای دی پالما
نویسنده : EAKAROS - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸
 

کارگردان فیلمهای خاطره

برایان دی پالما

دی پالما متولد سال 1934 در نیوجرسی آمریکاست.کار خود را از سال1968 با فیلم ضیافت عروسی شروع کرد.از سال 1968 تا 1973 فیلم‌های جنایت به سبک جدید، درودها، دیانیسوس در سال- 1969، سلام مامان!، خرگوشت را بشناس و خواهران را ساخت

دی پالما در سال 1974 فیلم شبح بهشت راساخت که بازسازی فیلمی به نام (شبح اپرا) بود که پیش از اورابرت جولیان درسال(1926) آرتور لوبین(1943) و ترنس فیشر در سال(1963) نسخه ای از آ« را ساخته بودند. به فیلم‌نامه و طراحی صحنة نسخة آرتور لوبین جایزة اسکار تعلق گرفت، پل ویلیامز برای ایفای نقش در فیلمِ دِ ‌پالما نامزد دریافت اسکار شددر سال 1980 در فیلم عزم کشتن(Dressed to Kill) را ساخت که صحنه ابتدایی فیلم ادای دینی بود به هیچکاک و به فیلم روانی.دی پالما فیلم دیگرش را با نام کری(carrie) در سال 1976 ساخت . داستان فیلم در مورد دختر خجالتی است که موردتنفر دیگر همکلاسی هایش است.

ادامه مطلب را بخوانید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
به یاد Rain و آن روزگار خوش
نویسنده : EAKAROS - ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩
 

خوزه فلیسیانو

 Jose Feliciano

با نام کامل خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Monserrate Feliciano) به واقع یکی از مشهورترین خواننده ها و نوازندهای گیتاری است که دنیای موسیقی پاپ تا بحال بخود دیده است. او که اصلیت لایتن دارد در سال 1945 در پورتوریکو بدنیا آمد و متاسفانه از بدو تولد قربانی بیماری آب سیاه بود و خیلی زود در همان ایام نوزادی بینایی خود را از دست داد. در 5 سالگی به همراه خانواده به محله اسپانیایی نشین هارلم درنیویورک مهاجرت کرد؛ ابتدا شروع به فراگیری نواختن آکاردئون نمود و بعد از مدتی گیتار را بعنوان ساز اصلی خود انتخاب کرد. پشتکار بسیاری داشت، تمام روز می نشست و ساعتها گیتار میزد، 14 ساعت در روز!


اولین اجرای جدی موسیقی خود را در 9 سالگی انجام داد و در 17 سالگی برای کمک به مخارج زندگی شروع بکار کرد. پس از مدتی نوازندگی در کلوپ های مختلف، همکاری خود با کمپانی RCA را آغاز کرد و در سال 1964 بطور رسمی در فستیوال Newport Jazz شرکت کرد، چرا که سبک و طریقه نواختن گیتار او آمیزه ای بود از گیتار فلامنکو با بداهنه نوازی های Jazz. همان سال اولین اجرای حرفه ای خود را در Detroit انجام داد و پس از آن منتقدین موسیقی اینگونه نوشتند: "جادوگر ده انگشتی آنچنان سیم های گیتار را در اختیار خود دارد که هیچ کس را توان مقابله با او نیست. اگر می خواهید باید همین امروز او را بگیرید، چون فردا از اینجا می رود!"

فلیسیانو تا 23 سالگی دو Grammy Award را نصیب خود کرده بود، در اقصی نقاط جهان کنسرت هایی را اجرا کرده بود و به چهار زبان مختلف آلبوم های موسیقی تهیه کرده بود اما اینها او را قانع نمی کرد. علاقه داشت بیشتر کار کند و در فکر خود ورود به عالم سینما و تلویزیون را می پروراند.
او مردم جهان را بخاطر سبک خاص موسیقی اش همواره مورد توجه خود قرارداده و همچنین با تهیه چندین اثر جدی سمفونیک که از روی تم های زیبای کارهایی چون California Dreamin, Light My Fire, Rain و ... ساخته شده بود توانست توجه محافل موسیقی را نیز بخود جلب کند. این مجموعه کارهای سمفونیک او توسط بسیاری از ارکسترهای بزرگ جهان ازجمله فیلارمونیک لندن، لوس آنجلس، وین و ... اجرا شده است.

در مورد Jose Feliciano باید اضافه کرد که وی در مجموع توانسته است که تا کنون شش Grammy Award را نصیب خود کند، این جوایز را دو بار در سال 1968 و مابقی را در سالهای 1984، 1986، 1989 و 1990 بدست آورد. دو جایزه از این جوایز مربوط به کارهای انگلیسی و بقیه مربوط به کارهای اسپانیایی وی بودند. او همچنین در این سالها 16 بار دیگر کاندید دریافت Grammy Award در زمنیه های مختلف مانند موسیقی پاپ، لاتین، بهترین خواننده مرد و ... شد. همچنین در سال 1996 از طرف Billboard Magazine توانست Lifetime Achievement Award را نصیب خود کند، افتخاری که تنها نصیب هنرمندانی می شود که تاثیر گذاریهای پرارزشی در موسیقی داشته باشند.

فلیسیانو از معدود هنرمندانی است که توانسته در آن واحد در دو زبان انگلیسی و اسپانیایی بصورت پاپ و همچنین کارهای کلاسیک با تولید کنندهای بزرگ موسیقی در جهان قراردهای کاری داشته باشد. شهرت و اعتباری که او دارد آنقدر زیاد بود که مقامات شهر نیویورک یکی از مدارس موسیقی شهر را The Jose Feliciano Performing Arts

School نام نهادند.
او از سال 1995 در تعداد زیادی از برنامه های تلویزیونی ظاهر شد و همچنین شروع به مسافرت و اجرای کنسرت در خارج از آمریکا مانند کانادا، انگلستان، سوئیس، ایتالیا، آلمان، ژاپن، کره، فیلیپین، شیلی، برزیل و ... کرد. همچنین در سال 1999 به همراه هنرمندانی چون کارلوس سانتانا و نیز ریکی مارتین ، در برنامه های مخصوص موسیقی شبکه CBS نیز شرکت داشت.

خوزه فلیسیانو در سال 1971 با سوزان امیلیان (Susan Omillian) آشنا شد و تا مدت ها با او دوست بود این دو در سال 1981 با یکدگر ازدواج کردند. سال 1988 اولین فرزند آنها بنام ملیسا و سال 1991 دومین فرزندشان بنام جاناتان بدنیا آمد. آنها در خانه ای بسیار قدیمی - بیش از 260 سال – در کنار رود خانه Saugatuck زندگی می کنند. آرامش و زیبایی محل به او اجازه می دهد که با خیال راحت به ساخت و ضبط موسیقی بپردازد


 
comment نظرات ()
 
 
رمانتیک ترین خواننده سه نسل
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳
 

خولیو ایگلسیاس

(Julio Iglesias)

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای 70 و 80 بوده و بیش از 100 میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد. 
او در ابتدا برای تحصیل در رشته حقوق و در نهایت وکالت برنامه ریزی کرده بود و در حین تحصیل ، در تیم فوتبال رئال مادرید در سمت دروازه بانی حضور داشت. اما به دنبال یک حادثه اتوموبیل در اواسط دهه 60 مجبور به ترک کار ورزش حرفه ای شد. 
پزشکان وی اعتقاد داشتند که خولیو دیگر قادر به راه رفتن نخواهد بود و خولیو در دورانی که به کندی بهبود می یافت، برای کم کردن حالت گرفتگی عضلات دستش نواختن گیتار را آغاز کرد و کم کم به سرودن شعر پرداخت. اما قبل از اینکه به طور جدی به موسیقی بپردازد تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج به پایان رساند. در 1968 او یکی از شرکت کنندگان فستیوال موسیقی اسپانیایی در بنیدورم (Benidorm) بود و ترانه ای ساخته خودش، به نام La Vida Sigue Igual را اجرا کرد. خولیو در این مسابقه برنده جایزه اول شد که به امضای قراردادی با شرکت مستقل ضبط صفحه Discos Columbia منجر شد. 
در طی دهه هفتاد، او تورهایی در اروپا و آمریکای لاتین برگزار کرد و با اجرای ترانه هایی چون Manuela هواداران بی شماری پیدا کرد. در پایان دهه، خولیو به قدری محبوب شده بود که شبکه جهانی CBS به دنبال بستن قراردادی با او دست به هر کاری میزد. او در سال 1987 با این شرکت قراردادی امضا کرد و کار ضبط صفحه را با ترانه هایی نه تنها به زبان اسپانیایی بلکه به ایتالیایی و فرانسه، آغاز کرد. 
با رسیدن دهه 80 خولیو ایگلسیاس با تمرکز بر اجرای ترانه هایی به زبان انگلیسی بازار صفحه آمریکا و انگلستان را هدف گرفت. کوششهای او در سال 81 ثمر داد و بازخوانی او از ترانه Begin the Beguine به مقام اول فهرست بهترین ها رسید. پیامد موفقیت این ترانه ضبط آلبومی از مجموعه ترانه هایی به زبانهای مختلف بود به نام "خولیو" که در آمریکا و انگلستان با استقبال عالی روبرو شد.
(انریکو خواننده جوان معاصر فرزند خولیو بزرگ است)




 
comment نظرات ()
 
 
سینمای موج نو ایران
نویسنده : EAKAROS - ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٠
 

درباره ناصر تقوایی

راوی تلخ اندیش تاریخ

  

ناصر تقوایی به گواه کارنامه اش یکی از با استعدادترین فیلمسازان موج نوی ایران و قدر نادیده ترین آنهاست. تقوایی کارنامه ای سرشار دارد از قصه نویسی[تابستان همان سال] تا ساختن فیلم کوتاه مستند[باد جن، اربعین، نخل و ...] و داستانی[رهایی]، سریال تلویزیونی[دایی جان ناپلئون] و فیلم بلند سینمایی[آرامش در حضور دیگران، صادق کرده، ناخدا خورشید و ...] که تمامی این آثار واجد دیدگاه مردم شناختی و اجتماعی/سیاسی است که او را از سایر همنسلان اش متمایز می کند.

شروع کار سینمایی تقوایی با مستندهایی که به سفارش تلویزیون ملی ایران می سازد و هر چند که نه از روی تقلید- بلکه از روی ارادت- شباهت به آثار گلستان و غفاری دارد، اما واجد دیدگاه مستقل هنرمندانه اجتماعی/سیاسی است که او را از استادانش نیز متمایز می کند. این امر به دلیل تفاوت در خاستگاه طبقاتی او و اساتیدش است و برای او که در مناطق محروم و میان مردمی محروم تر زیسته، دیدگاهی بومی نیز به ارمغان می آورد که بعدها تبدیل به یکی از اساسی ترین ویژگی های آثارش می شود. موفق ترین فیلم های کوتاه مستند تقوایی درباره جنوب و مردم جنوب است که به دلیل احاطه او بر جغرافیا و شناخت اش از بافت اجتماعی جامعه تبدیل به سندهایی قوم شناختی می شوند و همه اینها در کنار شناخت خوبی که از ریتم و میزانسن – که از فیلمی به فیلم دیگر در حال تعالی است- آثار او را از نظر دیداری شنیداری صاحب سبک نیز نشان می دهد.

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
بزرگی از موسیقی امریکای لاتین
نویسنده : EAKAROS - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱
 

کارلوس سانتاناSANTANA

 

درسال های آغاز دهه ای جدید، کارلوس سانتانا هنوز سالم و سرحال در حال انجام کار است. حالا بیش از 30 سال است که این خواننده و نوازنده خلاق به ساختن و اجرای ترانه هایی در سبک راک اندرول می پردازد. تأثیر موسیقی آفریقایی ـ کوبایی و بسیاری از نواهای برخاسته از فرهنگ جهانی در موسیقی سانتانا به خوبی قابل ردیابی است.

زندگی پرماجرای کارلوس سانتانا بیش از پنج دهه پیش درشهر آتلانتا واقع در جنوب امریکا آغاز شد. وقتی پنج ساله بود، یعنی در سال 1955، خانواده اش به شهر دیگری کوچ کردند و او در آنجا با موسیقی نوابغ سبک بلوز مثل بی بی کینگ، جان لی هوکر، تی بون واکر و دیگران آشنا شد. به همان نسبت که کارلوس از این گنجینه  موسیقی بهره می برد نزد پدرش نیز در زمینه موسیقی سنتی و تئوری موسیقی آموزش می دید اما خیلی زود معلوم شد که رویای او شکستن همه قید و بندهای موسیقی و نواختن درسبک راک  اندرول است. سانتانا در نوجوانی درگروه های محلی موسیقی می نواخت و علاقه اش بیشتر متوجه موسیقی مردم پسند دهه 50 میلادی در امریکا بود.درخلال همین همکاری با گروه های محلی بودکه استعداد و مهارت کارلوس سانتانا مجال بروز پیدا کرد.در سال 1961 کارلوس به سان فرانسیسکو سفر کرد و به خانواده اش پیوست که از یک سال قبل محل سکونت خود را به آنجا منتقل کرده بودند. این اقبال خوش بود که در این زمان کارلوس را به میانه جایی پرتاب کرد که همه اتفاقات مهم در موسیقی آن سال ها در حال روی دادن بود. این اتفاق باعث شد که نوعی تحول فرهنگی، سیاسی و هنری در سانتانا به وجود آید و درسال 1966 او اولین اجرای عمومی خود را با گروه خودش تحت عنوان گروه بلوز سانتانا اجرا کرد. در دوسالی که بعد از آن می آمد گروه سانتانا در گردبادی از شهرت ومحبوبیت قرار گرفت و درتمام تالارهای مشهور و معتبر امریکا برنامه اجرا کرد. از آن پس جهان موسیقی کارلوس را با شور و اشتیاق پذیرفت و همواره منتظر آلبومی دیگر از او باقی ماند. نخستین آلبوم گروه سانتانا وقتی در سال 1969 توسط استودیوی کلمبیا منتشر شد بلافاصله با دو ستاره که امتیازی جالب توجه بود مورد استقبال واقع شد. موفقیتی که با آلبوم دوم او درسال 1970 ادامه پیدا کرد. در سال 1971 سومین آلبوم سانتانا با ترانه همه چیز همان طور که خواستیم پیش می آید. به بازار عرضه شد و این زنجیره در سال های بعد هم ادامه پیدا کرد. هرچه شکل موسیقی مردم پسند عوض می شد بر محبوبیت ترانه های گروه سانتانا تأثیری باقی نمی گذاشت. سانتانا در سال 1988 جایزه گرامی را برای بهترین اجرای راک با سارهای زهی به دست آورد و در همان سال ستاره ای به نامش در پیاده روی مشاهیر هالیوود نصب شد. در سال 1996 او از سوی مجله بسیار معتبر بیلبورد موفق به دریافت عنوان افسانه موسیقی سال شد. سانتانا امروز هم میلیون ها طرفدارش را در سراسر جهان ناامید نمی کند، او به تازگی درگفت وگویی با مجله بیلبورد اعلام کرد که در حال اتمام ترانه های آلبوم بعدی اش است. او به بیلبورد گفت: «آلبوم بعدی گروه سانتانا با همکاری کلایو دیویس مدیر مترو گلدوین مایر به بازار خواهد آمد. الان مشغول ضبط ترانه ها هستیم. این آلبوم هم مثل «فوق طبیعی» است که در سال 1999 منتشر شد و ما در آن ترانه هایی داشتیم که نقش کفش بلورین را ایفا می کردند و بعد ما برایشان سیندرلا پیدا می کردیم.»

درست مثل آلبوم های اخیرش ترانه های آلبوم جدید هم در تعاملی مستقیم با هنرمندان دیگر به وجود آمده است. سانتانا در این باره گفته است: «داریم همکار پیدا می کنیم من نسبت به همه کس از لورین هیل گرفته تا دیو ماتیو و پلاچیدو دومینگو احساس دین می کنم بعضی ها فقط با عده معدودی یا سبک های خاص راحتند. می گویند من فقط سالها کارمی کنم، من فقط فلان کار می کنم و به همین دلیل هم هست که درجا می زنند. من فقط موسیقی کار می کنم. موسیقی خالص. و این کار به من لذتی می دهد که دیگران از درکش محروم هستند.وقتی از او پرسیده می شود آلبوم جدیدش کی تمام می شود، سانتانا جواب می دهد: «وقتی کارش تمام بشود.» حال وهوای کلی این آلبوم درادامه آلبوم «شمن» است که درسال 2002 منتشر شد و بلافاصله درصدر جدول فروش موسیقی امریکا قرارگرفت وبه گزارش یک شرکت معتبر موسیقی  3/2 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.در مورد منتشرکردن آلبومی به زبان اسپانیایی، سانتانا چند سال پیش تمایل نشان داده بود اما بعد آن پروژه را بایگانی کرد او معتقد است که: «دلم می خواهد با آدم های بیشتری در ارتباط باشم. مولوتف هنوز یکی از گروه های مورد علاقه من است و البته مانا و لس جکوارز. و در امریکای لاتین آدم های زیادی هستندکه ما حتی آنها را نمی شناسیم اما کارشان عالی است. با این حال آنها الان مطرح نیستند. فکر می کنم باید برای مخاطبان اسپانیایی، موسیقی متفاوتی تولید کنم. این درحالی است که سانتانا اخیراً توسط آکادمی موسیقی امریکای لاتین به عنوان مرد سال موسیقی انتخاب شده و به افتخار او جشنواره ای با حضور مطرح ترین موسیقیدانان آن خط برگزارگردید.به این ترتیب افسانه کارلوس سانتانا همچنان ادامه می یابد و او از بین نسل جدید و پسندهای مختلف، شنوندگان خودش را شکار می کند.


 
comment نظرات ()